خانه ای خواهم ساخت
ساده و بی هیچ چیزی
خانه ای که به وقت دل شکستگی پناهم باشد
خانه ای که مرا برای خودم بخواهد
خانه ای که بی هیچ چشم داشتی به سویم اید
دوره خانه به حرمت عشق
دو گل می کارم
دو گل رز
که به وقت ناخوشی
پناهم دهد
دوره خانه را
سدی محکم میکشم و مینویسمش
برای خودم بیا
حتی دست خالی
حتی با چشم هایی گریان
فقط مرا برای خودم بخواه
دوره خانه تابلویی میزنم
" نا اهلان وارد نشوند
بی مهران وارد نشوند
نا شادان وارد نشوند "
و بعد با رنگی فیروزه ای
به یاده دریای پارس
مینویسمش
" من همه گان را دوست دارم اما کسی من را دوست ندارد... "
نظر بدید لطفا
نظرات شما عزیزان:
sib909 

ساعت15:40---20 اسفند 1391